شاهجهان آباد

 
نویسنده : دکتر علیم اشرف خان - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٧
 

با سلام و درود

من علیم اشرف خان از دانشگاه دهلی دارای دکتری زبان و ادبیات فارسی از هند می باشم.

معرّفی کتاب «بیدل»
نوشتة خواجة عبادالله اختر

علیم اشرف خان*

میرزا عبدالقادر بیدل از عظیم‌آباد بوده یا از دهلی؟ پاسخ این سؤال از حیثیّت و مقام و مرتبة بیدل به‌هیچ وجه نمی‌کاهد. بدونِ شکّ وی شاعر چیره‌دست فارسی، عالمِ بی‌بدل، عارف و صوفی اعلیٰ مقام بوده است. در شبه قارّه افرادی چون علّامه اقبال لاهوری دربارة وی مقاله مُفصّلی در زبان انگلیسی با عنوانِ Bedil in the Light of Bergson (بیدل درنظرِ برگسان) نگاشته بود، بعداً همین مقاله را جناب آقای دکتر تحسین فراقی با ترتیب و ترجمه در زبان اردو از آکادمی اقبال در سال 1988 م و بعد از آن در سال 1995 م با متن دست نوشتة خود علّامه اقبال را عکسی چاپ نموده است.

علاوه بر این کتاب، چندین کتاب دیگر متعلّق به‌میرزا عبدالقادر بیدل به‌زبانِ اردو به‌چاپ رسیده است که می‌توان کتاب‌های زیر را نام‌برد.

1-     حیرت زار: تألیف سیّد عطاءالرّحمٰن کاکوی (رئیس اسبق بخش فارسی دانشگاه پتنا، بیهار) دارای احوال و آثار و نقد و بررسی و انتخابِ کلام بیدل، دو مرتبه در سال‌های 1956 م و در سال 1981 م چاپ شده است.

2-     بیدل: تألیف جناب آقای پروفسور نبی هادی (رئیس اسبق بخش فارسی دانشگاه اسلامی علیگره)، با انتخاب کلام و نقد و بررسی به‌زبان اردو به‌چاپ رسیده است.

لازم به‌یادآوری است که جناب استاد گرانقدر پروفسور توفیق هاشم‌پور سبحانی تلخیص این کتاب را به‌زبان فارسی ترجمه نموده و در ایران به‌چاپ رسانده‌اند.

کتابی که این‌جا معرّفی می‌شود، کتابی است به‌نام بیدل تألیف خواجه عبادالله اختر، این کتاب اوّلین بار در سال 1952 م و بار دوّم در سال 1961 م در ادارة ثقافتِ اسلامیه، لاهور (پاکستان) تجدید چاپ شده، دارای مشخّصاتِ ذیل است:

عنوان کتاب:       بیدل      تألیف:           خواجه عبادالله اختر

سال تجدید چاپ:  1961 م  تعدادِ صفحات:   396.

صفحات کتاب مذکور عبارتند از:

1.     عرضِ حال                                   ص 1 تا 5

2.     چهار عنصر                                 ص 6 تا 85

شاه کابلی       ص 54 تا 79

تصویر         ص 79 تا 81

مرقد             ص 82 تا 85

3.     تذکره                                          ص 86 تا 107

4.     نکات                                          ص 108 تا 130

5.     محیط اعظم                                   ص 131 تا 160

6.     عرفان                                         ص 161 تا 190

7.     طلسم حیرت                                  ص 191 تا 198

8.     طور معرفت                                 ص 199 تا 215

9.     رباعیّات                                      ص 216 تا 233

10.دیوانِ بیدل                                    ص 234 تا 356

امروز و فردا  ص 248 تا 250

تجدّدِ امثال      ص 250 تا 279

انتباه            ص 279 تا 289

سیر دل         ص 289 تا 298

خودی           ص 298 تا 327

ریش            ص 327 تا 329

سبحه و زُنّار   ص 329 تا 331

رسم و عادت   ص 331 تا 334

اخلاقیّات       ص 335 تا 356

11.قطعات                                        ص 357 تا 365

12.مقامِ بیدل                                      ص 366 تا 396

کتاب با چنین شعری آغاز شده است:

عالمی صاحب‌دل است امّا کسی بیدل نشد:

از کتاب بیدلی گر نقطه‌ای آید به‌دست
نسخه‌ها آتش توان زد تخته‌ها باید شکست

صد چمن باید به‌توفان تغافل دادنت
تا به‌خونِ دل توانی این‌قدرها رنگ بست

راقم این حروف در این‌جا فقط عرضِ حال مؤلّف را به‌اختصار از اردو به‌فارسی ترجمه کرده است، ولی اصل کارِ این کتاب مقامِ بیدل ان‌شاءالله درآینده به‌زبان فارسی ترجمه و برای خوانندگانِ گرامی ارائه خواهد شد.

خلاصة عرضِ حال مؤلّفِ کتاب از زبان خودش

کلام ابوالمعالی میرزا عبدالقادر بیدل را بیش از چهل سال است می‌خوانم، امّا هنوز مقام و مرتبه و بلندی افکارِ بیدل برایم کاملاً روشن نشده است. امّا سعی می‌کنم هر قدر که من از آن درک کرده‌ام، به‌خوانندگان گرامی تقدیم کنم. بیدل را شاعر خوش‌فکر و والامقام فارسی، میرزا اسدالله خان غالب با القاب «بحر بیکران» و «محیطِ بی‌ساحل» و نیز علّامه اقبال لاهوری با لقب «مُرشدِ کامل» یاد می‌کنند. تذکره‌نگارانِ فارسی هم بیدل را بسیار تحسین کرده‌اند. در متقدّمین چند نفر را می‌توان نظیر بیدل دانست، ولی در متأخّرین هیچ یک به‌پایة بیدل نمی‌رسند. علّتش این است که فرهنگ و فنونِ لطیفه، هر روز کاهش می‌یابد. یونان «هومر» را و اعراب هم شعرای دورة جاهلی را از دست داده‌اند و برای آنها تا حال نظیری نیاورده‌اند. ارتقاء و پیشرفت فرهنگ و تمدّن، ما را مجبور ساخته است که از فنونِ لطیفه (هنرهای تجسّمی) بگریزیم و از این‌ها دوری بجوییم چنان‌که آدم با فنونِ لطیفه نمی‌تواند زندگی فوق‌العادّه موفّقی داشته باشد. البتّه این‌ها عادت افرادی بوده است که گوشه‌گیرند و با فقر و فاقه زندگی به‌سربرده‌اند.

دوستی به‌من تذکّر داد که علّامه اقبال لاهوری روزی گفته بود:

”بیدل مُوجِد و خاتم طرز و روش خود بوده، به‌دلیلی که وی به‌ویژگی جدیّت و ایجاد متّصف است و هیچ یک از معاصرانش این ویژگی را ندارند“.

وقتی معاصرانِ بیدل سرودن شعر آغاز نمودند، پیشِ آن‌ها نمونة کلام متقدّمین بوده و تقلیدِ متقدّمین هدفِ آنان بوده، بدین مناسبت معاصرانِ بیدل او را «خارج آهنگ» قرار داده بودند. بنا به‌گفتة میر غلام علی آزاد بلگرامی این اِتّهام صریح معاصرانِ بیدل است، چنان‌که بیدل راه و روش جدید و نو و بکر برای خود اتّخاذ نموده بود و صریحاً تقلید و پیروی متقدّمین را روی نیاورده و حتّی ناپسند قرار داده بود، ولی اکثر شاعرانِ معاصر بیدل با این روش و راهِ جدید بیدل ناآشنا بودند. بیدل ابتکاراتی را چنین بروز داده بود که تراکیبِ جدید برای خود ساخته و این تراکیبِ نو و جدید دامنِ شعر و ابیاتِ فارسی را وسعت بخشید.

زبان تنها وسیله‌ای است برای توضیح افکار و تخیّلات، پس اگر زبان غنی نمی‌شود فکر هم نمی‌تواند شکل و هیئت جدیدی پیدا کند. این علّت هم بسیار مهمّ است که وقتی بیدل برای تفکّرات خود تراکیبِ نو را در ابیاتِ خود گنجانده، بیشتر معاصرانش او را شاعر مشکل پسند نامیدند، ولی مشکل آن‌جا نبوده، اصل مشکل در فهم بوده است. وقتی طبائع با کلام و واژه‌های کلام و ترکیبات مأنوس نیست، بیدل‌دانی و بیدل‌فهمی کار سخت دشوار به‌نظر می‌آید.

روزی دانشجویانِ دانشکده‌های لاهور «جشنِ غالب» را برگزار کردند و بدین مناسبت علّامه اقبال را هم در این جشن دعوت نموده بودند. برای دعوت علّامه اقبال، وقتی برگزارکنندگان پیش علّامه اقبال لاهوری رفتند، اقبال در پاسخ این دعوت گفت: چه خوب بود اگر «جشنِ بیدل» را برپا می‌کردید. علّامه اقبال از دانشجویان پرسید که آیا شما می‌دانید چرا غالب در هند مقبول است و بیدل را در هند کم می‌شناسند؟ ولی در افغانستان همه جا بیدل را مطالعه می‌کنند و هیچ‌کس غالب را نمی‌شناسد؟ بعداً اقبال خودش پاسخ داد که تصوّفِ «غالب» انسان را افسرده می‌کند ولی تصوّفِ «بیدل» حیات‌بخش است و تازگی دارد.

برای معرّفی میرزا عبدالقادر بیدل همین قدر کفایت می‌کند که خود علّامه اقبال لاهوری مرید بیدل بوده است. در کلیاتِ بیدل کلام مطبوعه موجود است ولی کلامِ غیرمطبوعه در تذکره‌های فارسی وجود دارد و این هم ممکن است که کسی جزو کامل از آن داشته باشد. بر مزارِ میرزا عبدالقادر بیدل به‌مناسبتِ عرسِ بیدل در دهلی، شعرای منطقه آن‌جا جمع می‌شدند و از نسخة کامل میرزا عبدالقادر بیدل فال می‌گرفتند و می‌خواندند، نیز اکثر شعرا کلامِ بیدل را از همین نسخه کامل نقل نموده‌اند. بنا به‌گفتة میر غلام علی آزاد بلگرامی، تعدادِ ابیاتِ میرزا بیدل متجاوز از یک لک[1] است. امیر حبیب‌الله در کابل دیوانِ بیدل را چاپ نموده است، ولی این دیوان ناقص است و تا حرفِ دال «د» تمام می‌شود. یکی از آشنایان من کلیّاتِ بیدل را برای دو روز عاریتاً به‌من داده بود و این بیدل‌شناس مذکور بیش از چهار سال است که دربارة میرزا عبدالقادر بیدل تحقیق می‌کند. خدا تحقیق ایشان را شرفِ قبولیّت بخشد.

من اعتراف می‌کنم که بنده چیزی نیستم، البتّه علّامه اقبال لاهوری هم عقیده دارد که او به‌مرتبه و شناسایی دقیق مِثلِ بیدل نرسیده است.

بیدل شاعرِ عادّی نیست، او مشاهدة عمیق انفس و آفاق را کشف کرده است و او تنها تخیّلاتِ شاعرانه را در کلامِ خود آراسته نمی‌کند، بلکه افکارِ بلندپایه و حکیمانه را با دعوی و برهان در کلامِ خود به‌کاربُرده است. او حاملِ فلسفة خودی و بی‌خودی بوده است. بیدل سعی بلیغ نموده که گرهِ هستی را باز کند. کلامِ بیدل مجموعه‌ای است از نظم و نثر. نظم را او به‌نام «غنچه» و نثر را به‌نامِ «گُل» یادکرده است:

آن‌جا که تمیز محرم جزء و کلّ است
در گلشـنِ اعتـبـار قـدرت سـنجـان

بیشی و کمی لازم انگور و مُل است
آرایـش نظم، غنچـه و نثر، گُل است

این تشبیه بر نظم و نثر بیدل به‌خوبی منطبق می‌شود. رباعی بالا نشان می‌دهد که غنچه دارای رنگینی حُسن و خوبی است و واژه‌های جامع در نظم پوشیده می‌گردد. رنگ و بو در او موجود می‌شود، ولی پریشانی در آن وجود ندارد. وقتی غنچه باز می‌شود و به‌گُل مبدّل می‌گردد و طبقِ گل باهم چسبیده می‌شود باز هم با یکدیگر جدا هستند. همچنین نثر شرحِ نظم است. در کلام نثر و نظم بیدل همه جا رنگینی هویدا است.

کلیّاتِ بیدل دارای مثنوی عرفان، طلسم حیرت، طور معرفت، دیوان، رباعیّات، قصاید و قطعات در نظم و چهار عنصر (دارای توضیحات نکات در شعر) و رقعات در نثر است. ما برای تسلسل هم جزو را جداگانه در کلیّات گنجانیده‌ایم، ولی طوری که بیدل نثر را با غزل و رباعی و قطعه مزیّن کرده است، ما هم همین روال را دنبال کرده‌ایم. بیدل تنها شاعر نیست، بلکه او عالم و حاکم است. نیز فهم و تفکّرات عالم و حکیم برای هرکسی سخت دشوار است. این هم واقعیّت است که خداوند متعال برگزیدگان را «ذهن بلند و بالا» عطا می‌کند. پس آن‌ها هرچه که احساس می‌کنند ما و شما به‌اندکی از آن احساسات دسترسی داریم.

میرزا عبدالقادر بیدل در چهار عنصر واقعاتی را ذکر نموده است که او خود شاهد آن واقعه‌ها بوده است. اگر ما با علم و فهم خود آن را نتوانستیم توجیه کنیم، این نقصِ عقل و ذهن و ادراکِ ماست، نه آن‌که عقل و ذهنِ سراینده‌ای مِثلِ بیدل.

عدمِ علم به‌هیچ وجه علمِ عدم نمی‌شود. نیز این هم ممکن است که با ارتقاء و پیشرفتِ ذهنِ ما می‌تواند توجیهاتِ آن واقعات را درک کند، چنان‌که:

فیض معنی درخـور تعلیـم هر بی‌مغـز نیست

نشئه را چون باده نتوان در دلِ پیمانه ریخت

این‌ها مشتی از خروار در معرّفی مختصر از ترجمه عرضِ حال کتابِ بیدل، تألیف خواجه عبادالله اختر بود. البتّه قرار بر این شده است که بنده «مقامِ بیدل» را که حاصل این کتاب و تألیف مهمّی از خواجه عبادالله اختر است درآیندة نزدیک به‌فارسی برگردانم، ان‌شاءالله.

 



* دانشیار فارسی دانشگاه دهلی، دهلی.

[1].    یک لک: صد هزار.


 
comment نظرات ()
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٧
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
 
comment نظرات ()